کوچِ خاکستر
درباره اثر
استیتمنت:
خاکستر پایان نیست؛ آن چیزی است که پس از سوختن باقی میماند و هنوز حافظهی آتش را در خود حمل میکند.
در این مجموعه، انسانها نه قهرماناند و نه قربانی؛ آنها رهگذرانِ سرزمینی هستند که مرزهایش میان واقعیت و خاطره محو شده است. درختها به ستونهای خاموش، آب به حافظه، و چشمها به شاهدانی بدل میشوند که فراموش نمیکنند.
پیکرههای کوچک و بیچهره، بارها در مسیرهای نامعلوم تکرار میشوند؛ گویی هر انسان، ادامهی دیگری است و هر کوچ، روایت مشترکی از فقدان، امید و بقا. خطوط درهم و ساختارهای هندسی، نقشهی شهر یا جغرافیا نیستند، بلکه مسیرهای ذهنی و خاطرات پراکندهای هستند که پس از هر ویرانی دوباره شکل میگیرند.
«کوچِ خاکستر» دربارهی جنگ نیست؛ دربارهی آن چیزی است که جنگ، مهاجرت، زمان و فراموشی در روح انسان باقی میگذارند. دربارهی عبوری است که شاید هیچگاه به پایان نرسد؛ عبوری از میان سایهها، از میان خاطرهها، به سوی امکانی برای زیستن.
این آثار دعوتی هستند برای مکث؛ برای دیدن انسانهایی که در سکوت از کنار ما میگذرند و ردّشان، همچون خاکستر، هرگز بهطور کامل از جهان پاک نمیشود.