بازار غرق آتش

درباره اثر

سال تولید : ۱۴۰۴

استیتمنت :
در یک شب زمستانی سرد صدای جیغ و فریاد و تیر شهر را در بر گرفته بود.
صبح شد اندوه و ماتم و ردِ خون و دود شهر راه در بر گرفت ، بازار غرق آتش و چشمان گریان مردم، گرمای شدید آتش و دود در چله زمستان ، بجای باران نقره ای؛ … خاکستر میبارید.
من در دل آتش میدیدم زندگی ها در حال سوختنند ، میدیدم که چطور تلاش چندساله جوانان شهر دود شد.
بازار بزرگ کتاب و کاغذ ، دیگر خط نداشت و فقط سیاهی بود و غم.

تصاویر مجموعه

جشنواره

چهارمین جشنواره خارج از قاب

هنرمند این اثر