• استیتمنت اثر:
«پل آزادی» روایتی است دربارهی فاصلهای عمیق میان معنای نامها و واقعیتِ زندگی. ایدهی اصلی اثر، بازخوانیِ مفهومِ آزادی از خلالِ نگاه راوی عجیبی است که خود نماد عبور، اتصال و رهایی است؛ اما هر روز شاهد تنهایی، رنج و فروپاشی انسانهایی است که از روی او میگذرند. انتخابِ پل آزادی به عنوان راوی، تلاشی برای جانبخشیدن به عنصری شهری است که سالها نظارهگرِ خاموشِ سرنوشتِ آدمها بوده و اینبار تصمیم میگیرد که روایتگر رنجهای آنان باشد. ارتباط اثر با موضوع «ایرانیِ امروز» در پرداختن به بحرانهایی نهفته است که در سکوتِ زندگیِ روزمره جریان دارند؛ از فرسایشِ روانی و احساسِ بیپناهی گرفته تا شکافهای عاطفی در خانواده، قضاوتهای شتابزده و ناتوانی در شنیدن صدای انسان پیش از آنکه دیر شود. این روایت میکوشد نشان دهد که گاه بزرگترین تراژدیها نه از دلِ رویدادهای استثنایی؛ بلکه از عدمِ گفتوگو، همدلی و درکِ متقابل شکل میگیرند. نگاهم، دریچهای انسانی و همدلانه گشوده که به جای متهم کردن افراد، ریشههای اجتماعی و عاطفیِ یک فاجعه را جستوجو میکند. انگیزهی خلق این اثر، یادآوری مسئولیت مشترکِ ما در قبالِ رنجهای نادیده بود و طرح این پرسش که اگر پیش از وقوعِ فاجعه، شنیدن و فهمیدن را جدی بگیریم، آیا سرنوشتِ دیگری محتمل خواهد بود؟ «پل آزادی» بیش از آنکه دربارهی یک شخصیت باشد، دربارهی جامعهای است که گاه دیر میشنود، دیر میفهمد و دیر برای نجات دستِ یاری دراز میکند.