• استیتمنت اثر:
«آنومی» روایتی از فرسودگی پنهانِ نسلی است که میان آرزوهای بزرگ و واقعیتهای دشوارِ زندگی روزمره گرفتار شده است. شخصیت اصلی داستان، در گذرِ یک شب تا صبح، با تجربههایی مواجه میشود که بهتدریج احساسِ بیجهتی، اضطراب و فرسایشِ امید را آشکار میکنند. عنوان اثر، با ارجاع به مفهومِ جامعهشناختیِ «آنومی»، به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد، با وجود تلاشِ مداوم، نسبت خود را با آینده، هویت و معنای زندگی از دست میدهد. این داستان تلاشی است برای بازنماییِ «ایرانیِ امروز»؛ انسانی که همزمان زیرِ فشارِ مشکلاتِ اقتصادی، ناامنیِ شغلی، بحرانهای روانی، شکافِ نسلی و تصویرسازیهای فریبندهی شبکههای اجتماعی زندگی میکند. در این روایت، امرِ اجتماعی نه از خلال شعار؛ بلکه از دلِ جزئیاتِ روزمره، سکوتها، خستگیها و موقعیتهای آشنا آشکار میشود؛ جایی که مرزِ میانِ دوام آوردن و زندگی کردن، هر روز کمرنگتر میشود. انگیزهام نسبت به خلق این داستان کوتاه، ثبتِ تجربهی مشترک نسلی است که با وجودِ تحصیل، تلاش و امید، بیش از آنکه احساسِ پیشرفت کند، در چرخهای از بقا گرفتار شده است. نگاهم، نه قضاوتگر و نه ناامیدکننده؛ بلکه مشاهدهگر و همدلانه است، تلاشی برای روایتِ واقعیتی که بسیاری آن را زیستهاند؛ اما کمتر مجال بیانش را یافتهاند. «آنومی» میکوشد از خلالِ یک داستانِ شخصی، تصویری جمعی از انسانِ ایرانیِ امروز ارائه دهد؛ انسانی که شاید همهی مسیرهای درست را رفته باشد؛ اما در پایانِ راه، بیش از هر چیز، در جستوجوی خویشتن است.